اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

60

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

وى در مقابل نبود ، تا اواخر تابستان به تهران مراجعت مىفرمود . بعد از شنيدن اين تفصيل ، ملاحظه كرديم كه ما به محض ملاقات حاكم [ بهتر است ] چند روزى براى استقامت مزاج و بهبودى مرض ، توقف و استراحت كنيم . بسيار هم خوشنود شدم كه وسيلهء سفر خراسان دست داد . بديدن آن مملكت كمال اشتياق را داشتم و اين را از اتفاقات حسنه شمردم كه شاه در خراسان بود كه براى ما وسيلهء ديدن آن مملكت [ حاصل ] شد كه مهمترين ممالك ايران و سزاوارترين جايى است از براى ديدن . خاصه ادويه‌هايى كه به ممالك ما از طرف مشرق زمين مىآمد ، غالبا از محصولات اين سرزمين بود . اين سفر از براى ما اسباب اين مىشد كه از كوهستانها و زمينهاى بسيار مرتفع كه در شمال تهران واقع است ، عبور كنيم . از سواحل جنوبى درياى خزر گذشتيم و مىرفتيم تا شهر مشهد كه شهرى بزرگ و شايان و محل تردّد ازبكها و تركان و طوايف بسيارى است كه اميد ديدن آنها را هيچ در تهران نداشتيم . چند روزى گذشت و چيزى كه توجه ما را در اين سفر [ جلب ] كند ، واقع نشد . حاكم هم مراجعت نكرده بود . در اين ايام كه منتظر بوديم ، هر روز تفرّج شهر را كرده و از جميع كاروان درويشان و مكاريان ، استعلام راه و منازل سفرى كه در پيش داشتيم ، مىكرديم و سعى مىكردم كه تحصيل آگاهى كه براى ما نافع شود ، از ايشان نمايم . بيشتر از يكصد و سى فرسخ از تهران تا مشهد مىگفتند كه فاصله دارد . كاروانى كه به قاعده اين راه را در مدت 25 روز طى مسافت كند ، از فيروز كوه و اشرف و استرآباد مىگذرد . لهذا در اين فصل شدت گرما بايد از مازندران كه به بدى آب‌وهوا به واسطهء گودى مكان و مردابها معروف است ، عبور كرد . 4 . اجازهء ملاقات با آغا محمد خان و ملاقات با حاكم شهر نهم ژوئيه : در اين روز حاكم مراجعت كرد . مسيو كارامان ، مترجم خود را به نزد وى فرستادم كه ورود ما را اعلام كند و مقصود ما را كه ملاقات با وزراى آغا محمد شاه است ، به وى بگويد ، و استعلام نمايد كه آيا لازم است ، به جهت اين ملاقات كه براى گفتگو كردن در امورى كه براى شاه منافع است و مصالح هم در ضمن دارد ، منتظر قدم آنها در تهران باشيم ، يا به ملاقات آنها به خراسان برويم . حاكم جواب داد كه آغا محمد شاه و وزراى وى به جانب خراسان رفته‌اند و من به صحّت و درستى ، مقام ايشان را نمىتوانم بگويم كه در كجا هستند ، به علت اينكه در هر روزى ، در مكانى بوده و روز ديگر تبديل مكان مىكند و كسى نداند كه به كدام سوى عزيمت خواهد كرد . شما مالك نفس خويش ، در امور خود [ هستيد ] و در توقّف و سفر مجازيد . اگر عزم سفر كرديد ،